بعد از شهدا ما چه کردیم؟ این جمله کوتاه در سال 78 واژه مشترک جوانانی شد که الگوهای خود را در حاج همت، حمید و مهدی باکری، حاج احمد متوسلیان، مرتضی آوینی و سرداران شهید جستجو میکردند.
جوانانی که در آن سالها بر اساس فرمان مولایشان، اتفاقات زمانه را مانند استخوانی در گلو تحمل میکردند و عقدههای انقلابی خود را در سینههاشان فرو میخوردند.
دستور مولاست دیگر! حرفی برای گفتن نمیماند، آنجا که مولا فرمود 'اگر عکس مرا پاره کردند، سکوت کنید' یادتان هست؟
انفجار بغض در گلو مانده جوانان حزبالله در آن مجلس یادتان هست؟ استغاثه مولامان به درگاه امام زمان(عج) و درخواست شهادت در این راه 'پربهجت' یادتان هست؟
بسیجی گوش به فرمان ولی خود است و مگر فریاد نمیزدیم؛ 'از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن'.
سید و مولای ما اما، با روح الهی و انقلابی و نفس قدسیاش، انگیزههامان را پروراند و جوانان را به فعالیت در جبهه ای دیگر فراخواند؛ از 'جنبش نرمافزاری و نهضت تولید علم' یادتان هست؟
برخی میخندیدند و با نگاه عاقل اندر سفیه به جوانان انقلابی بعد از جنگ مینگریستند که' اینها عدهای جوان پرشور 'بخوانید بیعقل' مگر نمی دانند که افق علم دنیا دست نایافتنی است؟ و ما ناگزیر باید الگوی دیگران را مدنظر قرار دهیم و همان راه را برویم'.
جالب تر آنجا بود که جوانان انقلابی نسل سومی، سراپا تکلیف به فرموده مولا؛ می خواستند از راه های میان بر به قله های علمی دست پیدا نمایند.
و شد آنچه که بسیاری از عقلای مرعوب شده غرب، در باورشان نمی گنجید. به لطف جوانانی چون رضایی نژاد و احمدی روشن!
یادتان هست می گفتند 'دانشمندان هسته ای ما جوانانی 26 و هفت ساله هستند و میانگین سنی آنها کمتر از 30 سال است' و باز عده ای دیرباور این سخنان را بلوف و محض دلخوشی ملت عوام برمی شمردند.
ما یک به یک مسیر رشد را پیمودیم و هر از چندی یکی از دستاوردهامان چشم جهانیان را گرد می کرد.
و اگر نبود خیانت و ساده لوحی عده ای غربرده و مرعوب، قطعا در مسیر پیشرفت علمی کشورمان با موانع و سنگ اندازی کمتری از سوی دشمنان داخلی و خارجی مواجه می شدیم.
ما رشد کرده ایم، با وجود همه تحریم ها، با وجود همه دشمنی ها، با وجود همه تمسخرها. نشانه رشدمان، هدف گیری نخبگان ماست.
تنها راه دشمن برای کند کردن مسیر پیشرفت علمی، ترساندن ماست.
و چه بد ساده لوح اند و چقدر این کلام معصوم زیباست که 'خداوند دشمنان ما را از حمقا قرار داده است'.
شما ددمنشانه علی محمدی را ترور کردید، بر سرعت شهریاری افزوده شد، شما غضبناک شهریاری را ترو کردید، رضایی نژاد انگیزه اش افزون شد، شما بغض آلود رضایی نژاد را ترور کردید، مصطفی احمدی روشن برافروخته تر می شد.
و مگر این همان مسیر اولیاء الله نیست. دشمنان، ما را از کشتن می ترسانند، در حالیکه کشته شدن در مسیر تحقق فرمان مولا، برای ما شهادت است و شهادت در افق و نظرگاه جوانان حزب اللهی ما ' احلی من عسل' است، چرا که ما فرزند عاشوراییم.
به راستی دشمن مان چه خیالی کرد؟ وقتی مصطفی احمدی روشن را ترور نمود.
مصطفی تا زنده بود شیشه عطری دربسته بود، وقتی شربت شهادت نوشید، فضای ایران و جهان از وجودش عطرآگین شد.
وقتی به شهادت رسید انگیزه انقلابی جوانان ایران اسلامی، فوران کرد.
شک نکنید که خون مصطفی باعث جهش علمی کشور می شود، خون او بر سرعت علمی ما می افزاید.
خون شهید است و برکت دارد، خون شهید مصطفی اتحادمان را بیشتر کرد.
اگر اندکی هم در کشور از تیغ پوسیده تحریم هراسیدند، حالا دیگر همان ها هم با غضب به دشمن می نگرند و راه مقابله را صبر انقلابی می دانند.
و مصطفای ما، مگر غیر از این، آرزویش بود، مگر او انگیزه ای غیر از ایرانی دیندار، ولایتمدار، پیشرفته و مستقل و سرافراز در آرزویش بود.
با ریخته شدن خون مصطفی حالا هزاران مصطفی متولد شده است.
به یاد وصیتنامه شهیدی که نوشته بود؛ 'نگذارید این پرچم برزمین بماند'
مصطفی جان، با تو عهد می بندیم و نمی گذاریم پرچمی را که بر افراشتی بر زمین بیفتد،
ما پرشورتر و با انگیزه تر و با خشم مقدس انقلابی، آنچنانکه مادرت می گفت؛ مصطفی هایی در خاک مقدس ایران پرورش می دهیم که اسرائیل را به 'خار و خاشاک' بکشانند.