ماجراي ضرب و جرح آمران معروفي که در کساد بازار غيرت و جوانمردي، دلاورانه در مقابل آزار و اذيت نواميس ايستادند، از دهم ارديبشهت ماه امسال آغاز شد....
بسمه تعالي
جامعه _ ماجراي ضرب و جرح شهروندان آمر به معروف و ناهي منکر چندي است سناريوي تکراري شبانه خيابانها شده است. در اين بازار بي توجهي و تسلط اجتماعي فلسفه «به من چه، بي خيال» که باعث شده مردم حتي با ديدن تعدي و آزار و اذيت نواميس در انظار عمومي، هيچ عکسالعملي نشان ندهند و دو دستي چسبيدن کلاه خود، تنها به تماشاي اين صحنههاي تأسف بار اکتفا کنند، زماني که فردي در مقابل مزاحمت براي نواميس به داد آنها ميرسد و جانش را براي دفاع از ناموس در کف دست ميگيرد، مورد حمله و ضرب و جرح مشتي اراذل که خيابانها را مقر اوباشگري خود ميدانند، قرار ميگيرد!
ماجراي ضرب و جرح آمران معروفي که در کساد بازار غيرت و جوانمردي، دلاورانه در مقابل آزار و اذيت نواميس ايستادند، از دهم ارديبشهت ماه امسال آغاز شد. جواني ناشناس در خيابان 30 متري نيروي هوايي، حجتالاسلام سيد محمود مصطفوي را به دليل امر به معروف و نهي از منکر از ناحيه چشم سمت چپ مضروب کرد و متواري شد. مدت زيادي از اين اتفاق نگذشته بود که در شانزدهم خرداد ماه، ساعت 22 شب روحاني ديگري در خيابان شريعتي تهران براي نجات يک دختر جوان از چنگال دو نفر از اراذل و اوباش با آنها درگير شد و در اين درگيري از ناحيه چشم راست مورد اصابت سلاح سرد قرار گرفت و تا آستانه تخليه چشم پيش رفت. سومين حادثه، حمله به يک روحاني که در اعتراض به مزاحمتهاي تعدادي از اراذل و اوباش براي چندين زن مجبور به مداخله شده بود، بيست و ششم تيرماه در منطقه تهرانپارس رخ داد و طي آن، اين آمر به معروف 20 ساله از ناحيه شاهرگ مورد اصابت چاقو قرار گرفت.چهارمين حادثه مربوط به بسيجي محمد سياح است كه در تاريخ 21مرداد هنگامي براي خريد نان از منزل خارج شده بود از باب امر به معروف و نهي از منكر با يك نفر از ارازل و اوباش مهرآباد جنوبي كه در حال عربده كشي و مزاحمت براي نواميس مردم بود شروع به صحبت ميكند كه با ناسزاهاي پي در پي اين فرد مواجه ميشود، اين بسيجي وقتي ميبيند صحبت كردن با او فايدهاي ندارد به راه خود ادامه ميدهد كه ناگهان هدف اصابت چاقو از ناحيه پهلوي سمت چپ قرار ميگيرد، اين چاقو نزديك قلب وي اصابت ميكند. البته موارد فوق گوشه اي از اين اتفاقات است كه در چند ماه گذشته رخ داده است.
تا كي بايد هر چند وقت يك بار شاهد اين باشيم كه يك فرد در جامعه اسلامي به خاطر امر به معروف و نهي از منكر مورد ضرب و جرح قرار بگيرد!
و جالب تر از اينست كه ضاربين تا مدتي آزادانه به زندگي روزمره خودشان ادامه مي دادند و در مورد چهارم فرد ضارب پس از گذشت يك ماه هنوز آزادانه به اعمال و رفتار خود ادامه مي دهد و هيچ اقدامي جهت دستگيري فرد ضارب صورت نگرفته است.
به نظر اكثر مردم اگر دستگاه هاي مسئول در جهت پررنگ كردن فريضه امر به معروف و نهي از منكر بيشتر تلاش مي كردند و به نحوي مردم را از محاسن اين فريضه آگاه مي ساختند و در كنار آن قوه قضائيه از آمرين به معروف حمايت مي كرد با كساني كه از سلاح سرد استفاده مي كنند برخورد قاطع و محكم مي كرد ديگر شاهد اين بسيجي كشي ها نبوديم.
امر به معروف ونهي از منكر به قدري در اسلام اهميت دارد كه پيشوا و مولاي ما حضرت امير المومنين (ع) مي فرمايند:
((همه كارهاي خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منكر چون قطرهاي است در دريايي عميق))
از اين سخن برداشت مي شود كه امر به معروف و نهي ازمنكر به قدري حائز اهميت است كه همه كارهاي خوب و جهاد در راه خدا همچون قطره است در مقابل اين فريضه پس همه بايد در انجام تلاش و كوشش كنيم (مسئولين در حد
در حديث ديگري امام محمد باقر(ع) مي فرمايند:
خداي تعالي به شعيب پيامبر وحي فرمود كه: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم كرد چهار هزار نفر بدكار را، شصت هزار نفر نيكانشان را
شعيب عرض كرد: پروردگارا، بدكاران سزاوارند اما نيكان چرا؟ خداي عزوجل به او وحي فرمود كه :آنان با گنهكاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نيامدند.
در اين حديث به اين نكته اشاره شده است كه خداوند 40در صد قوم حضرت شعيب را به دليل بدكاري مورد عذاب قرار داد و 60 درصد ديگر قوم او را به دليل انجام ندادن فريضه امر به معروف و نهي از منكر مورد عذاب قرار داد.و نكته قابل توجه در اين حديث اين است كه خداوند مردمي را مورد عذاب قرار داد كه اين فريضه را سبك شمرده و به آن عمل نكردند.
در حديث ديگر از پيامبر اكرم (ص) چنين آمده است: ((هر كس امر به معروف و نهي از منكر نمايد، جانشين خدا در زمين و جانشين و مسئول اوست.))
در اين حديث ايشان مقام آمر به معروف و ناهي از منكر را جانشيني خداوند متعال و جانشين رسول خدا دانستند كه اين حديث نيز در اهميت فراوان فريضه امر به معروف ميباشد .
و در حديث ديگري از اميرالمومنين (ع) نقل شده است كه:
((كسي كه منكر را با قلب و دست و زبانش انكار نكند ، مردهاي است ميان زندگان.))
از اين احاديث اهل بيت عليهم السلام ، قران كريم و خطبه هاي نهج البلاغه ميتوان دريافت كه بقاي سلامت جامعه به امر به معروف و نهي از منكر است حال آنكه در جامعه كنوني ما با توجه به بيان اهميت اين فريضه بارها و بارها از زبان مقام معظم رهبري مراجع و علماي عظام،دستگاه هاي مسئول كار خاصي به جهت پر رنگ كردن اين فريضه نداشته اند و در معدود مواردي هم كه افرادي اقدام به انجام اين فريضه نمود ه اند توسط خاطيان مجروح شده اند و دستگاه قضايي هيچ حمايتي از آمران به معروف نكرده است و همچنين در برخورد با خاطيان كم كاري كرده است.
حالا پس از بيان اين مطالب قضاوت با شماست.
آيا قوه قضائيه در برخورد با افرادي كه پاسخ امر به معروف را استفاده از سلاح سرد مي دانند عملكرد خوبي داشته است؟؟؟
آيا صدا و سيما در جهت پررنگ كردن اين فريضه عملكرد خوبي داشته است؟؟؟
آيا نهادهاي فرهنگي و اجتماعي به توصيه هاي اهل بيت عليهم السلام،رهبري و مراجع عظام در اين زمينه پاسخ مثبت داده اند؟؟؟
آيا خود ما جامعه را براي شنيدن اين امر الهي آماده كرده ايم؟؟؟